سفارش تبلیغ
صبا
 
بازهوای حرمت حرمت حرمت ارزوست صفا صفاوکرمت کرمت کرمت ارزوست
چهارشنبه 91 بهمن 25 :: 3:39 عصر ::  نویسنده : محمدمهدی دهقانی

حمید رضا علیمی

نام:حمیدرضا

نام خانوادگی:علیمی فر

شهرت:کربلایی حمید علیمی

متولد:1359-شهر اصفهان

ساکن: استان اصفهان-شهر اصفهان

شغل:فروش لوازم خانگی

 

حمید علیمی از مداحان خوب و جوان کشورمان مداحی را بصورت جدی از هیئت دیوانگان حسین کاشان و همراه با مرحوم سید جواد ذاکر آغاز کرد

اوج کار این 2سالهای 84 و 85 در دیوانگان حسین کاشان بود

شاید بتوان علیمی را شاگرد سیدذاکر نامید، او در مراسمات مشترک با سیدذاکر مشهور شد.اشعارش اغلب عرفانی و اخلاقی است.

و از بهترین مداحی های وی:(ای کاروان آهسته ران) (مرا راهی کن سوی میخانه) (وصیتنامه)(دل من ریش مکن) و ....... میباشد .

 

حمید علیمی علاوه بر مداحی اهل بیت شاعر اهل بیت نیز هست و از اشعار خود نیز در مداحی هایش استفاده میکند که شاید این نکته را خیلیها نمی دانند

از بهترین اشعار او:( سجده دل) و )بی تو میمیرم) و (شبهای بی تو بودن)میباشد

که بزودی هر 3 سبک را از وبلاگ فرهنگ عشق منتشر میکنیم

یار صمیمی او مرحوم ذاکر در خردادماه 1385 بر اثر ابتلا به بیماری سرطان ریه به حالت کما رفت

و 40 روز بعد درگذشت. مرگ او تاثر شدیدی در مداح جوان ایجاد کرد بطوری که با شنیدن اسم او به ناگاه به گریه می افتاد .

حمید علیمی ذاکر را استاد خود و کسی که بر گردنش حقی داشت میدانست لهذا راه او را که همان راه اباعبدالله الحسین است ادامه داد .

او کاشان را ترک و در اصفهان سکنی گزید. و تا به امروز در همین شهر ساکن است

و هیئت هفتگی او صبح جمعه ها با نام مکتب الحسین (ع) دایر است .

به نظر من، او تنها مداحی است که می‌تواند غزل‌های عرفانی را در فضای هیات‌های امروزی ناله کند.

معاشقه‌های او در میان روضه‌هایش کم‌نظیر است و قلب هر شنونده‌ای را تکان می‌دهد. این جوان کاشانی که تلاش می‌کند با یاد اهل‌بیت مکارم اخلاقی را کسب کند در میان مدح اهل‌بیت، اشعار اخلاقی و خودسازی را نیز می‌آمیزد.

در ذیل گزیده ای از صحبتهای حمید علیمی را در نخستین سالگرد سید جواد ذاکر مرور میکنیم:

خیلی ها میگفتن برای سال سید، حمید علیمی نمیاد ولی من میام هر سال هم میام چون سید به گردنم حق داشت انشا الله خدا عمرم بده من رو و رفقا رو که تا سالهای سال تا وقتی که نفس می کشیم شبهای بی بی ام البنین رو به نیابت آسید جواد بیائیم از اونایی گرفته که پرچم میزنن و کفش جفت میکنن و دم در می ایستن تا اونایی که سینه میزنن، همه به نیابت آسید جواد تو روضه ی بی بی باشیم. هدفمون هم این نیست که یاد سید جواد رو زنده کنیم، سید خودش زنده هست پیش اربابش حسین سالهای سال "هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق". حالا بعضیا میگن چرا تلویزیون پخش نکرد آسید جواد رو، تلویزیون برای آسید جواد خیلی کوچیکه [اینجا بود که نعره‌ی تشویق مردم چار ستون مسجد رو لرزوند] سید اربابش اباعبدالله دوسش داره. یکی از خوابهایی که براش دیده بودن این بود: «سید توی یه مجلسی نشسته بود ازش پرسیدن چیه سید روبراهی گفته آره خیلی روبراهم الحمدلله به لعن هایی که به این حروم زاده ها کردم.» لحظه به لحظه خدا عذابشونو زیادتر بکنه... ؛ میخام امشب هرچی خوندم از سید جواد باشه لیاقت داشته باشم تسلی دل دوستداران ارباب حسین باشم... یا حسین غریب مادر تویی ارباب دل من ... [اینجاست که دیگه قلم از نوشتن بازمیمونه، قیامتی برپا شده بود تصور همه این بود که همون لحظه سید داره اونجا می‌خونه پیر و جوون اشک ریزان خودشونو میزدن، چه دقایقی بود].بعد از اون یک نوحه ی سوز انگیز (چو در دل دارم تمنای کربلای حسین ای خدای من..)از سید پخش شد که هیچکس باورش نمیشد که سید رفته سید اونجا بود. در آخر هم ... عده ای میگن چرا شما هرجا می رید از سید حرف میزنید آره ما حرف میزنیم چون سید به گردن ما حق داشت، سید نه تنها به گردن همه ی جوونای ایران حق داشت بلکه به گردن همه ی شیعیان حق داشت اگه عشق بازی با نام حسین و ابالفضل گناهه، پس یا حسین اگه کسی با یا علی گفتن کافر می شه پس یا علی.

ازدواج حمیدرضا علیمی و شایعات یاوه گویان

از آن جایی که افراد فرومایه همه جا پیدا میشوند و حرفهای بیهوده هم کم نمی زنند

و اتفاقا تهمتهایی از قبیل: کفریت-پول هنگفت گرفتن-چند زنه بودن و......حرفهای مفت دیگر را به همه کس وارد میسازند مداحان خوب ما هم از شر این آسیبها در امان نیستند به یاد داریم تهمتهایی که به ناحق به مرحوم ذاکر -رضا هلالی -محمود کریمی و.....وارد ساختند این فرومایگان چون دستشان به آقای علیمی کمتر از مداحان دیگر میرسد(شاید به این خاطر که ایشان در تهران ساکن نیستند)شایعاتی در مورد اینکه مداح خوب و جوان (حمید علیمی)یکی دوبار ازدواج کرده و از همسرش جدا شده را درست کردند جالب اینجاست مداح جوان و خوب ما پس از شنیدن این اراجیف و بجای جواب دادن به این افراد و جو دادن به آنها در اولین مجلس حلقه ازدواج خود را بدست کرد و با این حرکت علاوه براینکه نشان داد سنت پیامبر اسلام(ص) را اجرا کرده(در واقع مداحان مروج فرهنگ اسلامی هستند چه بهتر که خود عامل به دستورات هم باشند) مهر سکوتی بر دهان یاوه گویان زد.




موضوع مطلب :


سه شنبه 91 بهمن 24 :: 4:44 عصر ::  نویسنده : محمدمهدی دهقانی

با عرض سلام و احترام و تشکر فراوان از فرصتی که در اختیار ما قرار داده‌اید.
سؤال: خواهشمند است برای شروع با معرفی خودتان بحث را آغاز نمائیم؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم
یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور‌ الحجه.به همه دوستداران امیرالمومنین علی (ع)، سلام و عرض ارادت دارم. امیدوارم سؤالات شما خلاصه باشد و من هم خلاصه جواب بدهم تا انشاءالله در فرصت بعدی مفصلاً با هم صفائی داشته باشیم.
من محمود (عباس) کریمی فرزند نقی هستم که در سال 1347 در یکی از محله‌‌ های مذهبی تهران به دنیا آمده‌ام. شغل‌‌‌ام آزاد و مرتبط با فعالیت‌های صنعتی می‌باشد.
بنده در سال 1370 ازدواج نموده‌ام و دارای دو فرزند می باشم، پسرم11سال و دخترم 4 ساله می‌باشد در خصوص خانواده پدری نیز پدرم در سال 1361 درعملیات فتح‌المبین در دشت عباس مفقودالاثر شده‌اند و برادرم ابوالفضل کریمی نیز در کربلای 5 شلمچه در سال 65 به درجه رفیع شهادت نائل آمده‌اند. دارای سه برادر به نامهای احمد، محمد و حسین می‌‌باشم


سؤال: از سوابق کاریتان بیشتر بفرمایید؟
پاسخ: بعد از رفتن پدرم در کنار تحصیل هم کار می‌کردم و هم مداحی. در مشاغلی همچون نجاری، بنائی و.... مدتی کار کرده‌ام.

سؤال:
تحصیلات خود را تا کجا ادامه داده‌اید؟
پاسخ: بنده دانشجوی مدیریت صنعتی دانشگاه علامه طباطبائی بودم و تعداد 74 واحد درسی نیز گذرانده‌ام اما از آنجائیکه حضور در جبهه فرهنگی را مقدم‌تر دانستم به سراغ مطالعات مرتبط با بحثهای فرهنگی و به ویژه مداحی رفتم و در این زمینه به کسب معارف اسلامی پرداختم.

سؤال:
آیا اهل ورزش نیز هستید؟
 
پاسخ:بنده دارای کمربند سیاه دان دو در رشته جودو می‌باشم. در رشته شین ‌ذن کاراته نیز کمربند سیاه، دان 5 دارم و به ورزش شنانیزبسیار علاقمندم.

سؤال: خوب جناب آقای کریمی از شروع مداحیتان بفرمائید؟
پاسخ: اولین بار در حالیکه خردسال بودم روی پای مرحوم کافی نشستم و روضه خواندم. الان نیز که بحول و قوه الهی در خدمت اهل بیت (ع) می‌ باشم.


سؤال: جناب آقای کریمی شما تسلط خاصی در دستگاههای موسیقی دارید، علت این موفقیت را در چه چیزی می‌دانید؟
پاسخ: هر صدایی در یک دستگاه موسیقی ادا می‌شود مثلاًً صدای گریه بچه و حتی کوچکترین صداهایی که شما می‌شنوید. علت آشنایی من نیز با دستگاههای موسیقی به این بر‌می‌گردد که چون بنده قاری قرآن بوده‌ام و در تلاوت قرآن رعایت دستگاههای موسیقی، ردیفها و ... بسیار حائز اهمیت می‌باشد، به مدد کلام وحی در این زمینه مهارت‌هایی به دست آورده‌ام جا دارد در اینجا از اساتید خود نیز یعنی حاج حمید آقای مدِقّ و حاج علی آقای اربابی نیز یاد نمایم که امیدوارم در هر کجا می‌باشند در سایه اهل بیت (ع) سربلند و پیروز باشند.


سؤال: اشعار در مداحی‌ها و برنامه‌های شما از جایگاه ممتازی برخوردار هستند، اشعار با مضمون و زیبا؛ به طور مثال خیلی‌ها شما را با شعر معروف و بسیار زیبای “عشق یعنی ....“ می‌‌شناسند؟
پاسخ: بیشتر شعرها را خودم می‌گویم مثلا همین شعر عشق یعنی که شما گفتید را هم بخاطر دارم که روی موتور در حالت گریه سروده‌ام. دوستی دارم به نام آقای م.ش که ایشان با من سر کار می‌آمد و اغلب اوقات روی موتور به ثبت اشعار می‌پرداخت.


سؤال: سابقه همکاری خود با هیات رزمندگان شمیرانات از چه زمانی شروع شده است و دلایل موفقیت این هیات به ویژه در جذب جوانان به عقیده حضرتعالی چه چیزهایی می‌تواند باشد؟
پاسخ:
از حدود 4 سال پیش در ماه رمضان جلسات هیات رزمندگان شمیرانات تشکیل شده و الحمدلله تا حالا نیز ادامه داشته است. به جهت تلاقی نکردن با جلسات دیگر معمولاً در شام هر مناسبت برنامه داریم و اگر بحث جذب جوانان را هم می‌ فرمائید لطف و کرامات اهل بیت بوده‌است.
در خصوص علت موفقیت جلسه هیئت رزمندگان نیز عوامل زیر را می‌توان برشمرد:
البته عامل مهم دیگری که باید به مطالب بالا اضافه شود فعالیت خالصانه عوامل جلسه در هر پستی که هستند می‌باشند. از آبدارچی گرفته تا هر قسمت ، همه وهمه با نیت الهی فعالیت می‌نمایند و این خود از برکات اهل بیت (ع) می‌‌ باشد.

سؤال:
جناب آقای کریمی نام سایت ’’ فطرس ‘‘ می‌باشد اگر نظر خود را در این مورد بفرمایید ممنون می‌شویم.
پاسخ:فطرس فرشته‌ای بود که بالهایش بر اثر قهر خداوند متعال سوخته شده بود و در روز ولادت حضرت سیدالشهدا (ع) به همراه خیل کثیری از ملائک به زمین آمد و خود را به قنداقه حضرت ابی‌عبدالله متبرک نمود و خداوند به احترام ارباب بالهای فطرس را به او عطا فرمود. فطرس در آسمانها به پرواز درآمد و می‌گفت: کیست مثل من که آزاد شده حسینم؟ و از آن روز فطرس عهد کرد که سلام عاشقان حضرت ابی‌عبدالله (ع) را به مولا برساند و چون کار فطرس ابلاغ سلام است کار سایت فطرس نیز ابلاغ معارف اهل بیت (ع) است، انشاء الله.
فطرس که پرش را شرر قهر خدا سوخت باز آنکه بدادش پر پرواز حسین است


سؤال:
جناب آقای کریمی از ملاقاتهایتان با مقام معظم رهبری بفرمائید؟
پاسخ: این از کرامات حضرت صدیقه (س) است که در بعضی مجالس بنده حقیر به خدمت پیر و مرادم عرض ادب کرده‌ام.


سؤال: شما در جلسات بر روی ازدواج جوانان خیلی تأکید دارید. آنهم با این مشکلات مالی؟
پاسخ: به جهت مسائل مالی جای نگرانی نیست چرا که من خودم در حال حاضر با داشتن دو فرزند مستأجر می‌باشم و منزل پدری‌ام نیز از 60 متر مربع تجاوز نمی‌کند ولی به حول و قوه الهی دو فرزند دارم و شکر خدا را بجا می‌آورم. اگر نیتها الهی باشد همه مسائل حل می‌شود و هیچ جای نگرانی نیست.


سؤال:
جناب آقای کریمی در صورتیکه صحبت خاصی دارید نیز بفرمایید؟
پاسخ: تنها این مطلب که هر کس باید موجب زینت بزرگتر خود باشد به طور مثال بچه‌ها باید زینت پدر و مادر خود باشند و شاگرد زینت استاد. شیعه باید زینت امامان معصوم (ع) خود باشد و ما نیز در هیات رزمندگان به همین ترتیب. توقع ما از همه به ویژه جوانان، خواهران و برادران محترم این است. که الحمدلله نیز به اینگونه است و تأکید ما نیز بر همین است.

با تشکر فراوان از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید و امیدواریم باز هم در فرصتهای آینده بتوانیم در خدمت شما باشیم. والسلام

خلاصه بیوگرافی حاج محمود کریمی : مداح اهل بیت (علیه السلام)
حاج محمود کریمی ، دارای دو فرزند ، یک دختر 4 ساله و یک پسر 11 ساله در مورد اینکه مداحی را از کی و چگونه شروع کرده است شروع کار مداحی را به یاد ندارد ، تا آنجا که می گوید ، در بحث عشق یادم نمی آید دقیقاً چند سالم بود ، نمی دانم از کی شروع کردم ، البته پدرم هم مداح بود.در فعالیت های ورزشی هم شرکت داشته ، تا جایی که جودو را تا دان 2 کار کرده و تکواندو را در قالب بسیج و کاراته را هم تا دان 5 در سبک شین ذن ادامه داده است. در ورزش شنا نیز مهارت دارد. الان اصل کار ورزشی او کشتی است.
چند جمله از زبان ایشان :
درخت هرچه بارش بیشتر بشود ، سرش پایین تر می آید ، این همان چیزی است که از قدیم به همه آموختند ولی الان لقلقه زبانها شده اگر زورت برسد و زورنگویی مهم است. اگر چشم داشته باشی و به نامحرم نگاه نکنی مهم است.
اگر زور نداشته باشی ، یا مثلاً چشم نداشته باشی و بعد بگویی من خودم را کنترل می کنم که هنر نیست. مهم آن است که قدرت داشته باشی و خودت را کنترل کنی!




موضوع مطلب :


دوشنبه 91 بهمن 23 :: 3:29 عصر ::  نویسنده : محمدمهدی دهقانی

arzi arzi arzi

 



1-با عرض سلام لطفا بیوگرافیتون رو بفرمایید؟

من هم خدمت شما سلام عرض میکنم.من جواد مقدم هستم متولد سال 1359،تهران

2-آقا جواد شما چطور شد که مداح شدید؟

با توکل و توسل و سعی و تلاش و تشویق اطرافیان و استفاده کردن از تجربیات اساتید این فن به لطف و مدد

امام حسین(ع)که معمولا شناخته شده نیستند.

3-آقای مقدم نظر شما در مورد اینکه بعضی ها میگویند نسل جدید و جوان مداح،روضه بلد نیست چیست؟

بر خلاف گفته بعضی ها اکثر مداحان جوان روضه بلد هستند و تعداد اندکی هستند که روضه بلد نیستند.

در ضمن اصول و پایه مداحی بلد بودن روضه است.

4-چرا شما و بعضی دیگر از مداحان جوان به سبک هایی که بر اساس ترانه ها شکل گرفته اند مدیحه سرایی

میکنید؟

اول اینکه منظور از ترانه چیست؟چون تعبیر درستی از ترانه در جامعه ما نشده است،به بسیاری از سبک های

حزن آمیز ترانه میگویند که به نظر من اینگونه نیست.

5-شنیده ایم که شما نوحه ای به سبک شعر قدیمی خانه مادر بزرگه...خوانده اید.آیا تایید میکنید؟اگر تایید

میکنید توجیه شما چیست؟

خیر،تکذیب میکنم.مثل خیلی دیگر از سبک ها که خوانده نشده و مردم حفظند.

6_مگر نه اینکه برخی از علمای اعظام به این نوع سبک ها انتقاد دارند،چرا ادامه میدهید؟

خیلی از مراجع هم با اینگونه سبک ها هیچ گونه مشکلی ندارند و خیلی از مراجع دخالتی در این مسائل

ندارند

7-اگر یکی از علماء مستقیمآ به مداحی شما انتقاد کند چه عکس العملی نشان میدهید؟

من به دلیل اینکه فردی انتقاد پذیر هستم با کمال میل میپذیرم و راهنمایی هایشان را سرلوحه کار خود قرار

میدهم.

8-آیا جوان پسند بودن و عام پسند بودن سبک ها توجیهی برای استفاده از آنهاست؟

من با توجه به حفظ حرمت ائمه اطهار سبکهایم را ارائه میدهم و به دنبال این نیستم که مردم بپسندند یا

نپسندند.

9-مرجع بزرگوار تقلید شما کیست؟

در مسائل سیاسی از رهبر عظیم الشان انقلاب تقلید میکنم و در مسائل شرعی به حضرت آیت الله بهجت

مراجعه میکنم.

10-چرا بیشتر مداحان از اهل بیت بیشتر از خدا یاد میکنند در حالی که خود اهل بیت بر این امر که خدا را

بیشتر یاد کنید تاکید دارند؟

خداوند در درجه اول وچون ائمه واسطه ای هستند بین خداوند و انسان از ائمه بیشتریاد میشود

11-تفکر شما نسبت به سید جواد ذاکر چگونه است؟

مداحی با اخلاص و نوکری دلسوخته که ان شاءالله روحش با ائمه محشور شود

12-آیا خاطره ای از مرحوم ذاکر دارید؟

برای من جالب بود که وقتی برای اولین بار ایشون رو دیدم واز ولایت فقیه از ایشان سوال کردم ایشان برخلاف

گفته بعضی ها از ولایت فقیه حمایت کرد و گفت اگر ایشان نبود روضه های امام حسین(ع) کمرنگ میشد و

من متوجه شدم که ایشان علاقه زیادی به مقام معظم رهبری دارد وخیلی از خاطرات دیگر که گفتنی نیست

13-برخی ها میگویندبین شماو آقای حمیدرضا علیمی اختلافاتی وجود دارد.اگر ممکن است توضیح دهید

خیر‏ آقای علیمی از دوستان صمیمی من هستند

14- با کدام یک از مداحان رفاقت و صمیمت بیشتری دارید؟

با اکثر مداحان

15-آیا در قبال مداحی پولی دریافت میکنید؟

بله،باتوجه به روایات و احادیث هرچقدر که مولا کرم کند میپذیرم  مبلغی را طی نمیکنم چون امام صادق(ع)

فرموده اند:کسانی که از راه ما پول درمی آورند دچار فقر میشوند

16-محل سکونت شما در کدام منطقه است؟

منطقه 10 تهران

17-آیا شاغل هستید؟اگر بله،مشغول چه کاری هستید؟

بله شاغل هستم ولی بگذارید این که مشغول چه کاری هستم را پاسخ ندهم.همینقدر که اطلاع داشته

باشید شاغل هستم کافیست

18-استاد شما در مداحی چه کسی است و الگوی شما در مدیحه سرایی کیست؟

در مداحی مرحوم نادعلی کربلایی و محمدرضا مقدم اساتید بنده بودند و الگوی من نیز شهید غلامعلی رجبی

است

19-معنای توکل و توسل از نظر جواد مقدم؟

چشیدنی است،نه گفتنی

20-شما خودتان را آدم موجهی میدانید؟

باید از اطرافیان سؤال کنید

21- نظرتان را پیرامون ولایت فقیه بفرمایید؟

مردی بزرگوار که به ایشان ارادت خاصی دارم و از خداوند متعال سلامتی و توفیق روز افزون ایشان را خواستارم

22-آیا کتاب میخوانید؟چه نوع کتاب هایی؟

بله کتاب های شعر و مقاتل واگر فرصتی دست داد کتابهای اخلاقی

23-چرا شما را برای مدیحه سرایی به بیت رهبری دعوت نمیکنند؟

دعوت شده ام اما به دلیل اینکه خود را کوچکتر از آن میدانم که در محضر ایشان به مدیحه سرایی بپردازم

با کمال ادب و احترام از محضر ایشان عذر خواهی کردم

24-نمیترسید که مشکلاتی همچون مشکلات جناب هلالی دامن گیر شما نیز شود؟

خیر چون خود را به دست امام حسین(ع) سپرده ام

25-اولین کلمه ای که در مورد اسامی زیر به ذهنتون میرسد رو بیان کنید؟

سید جواد ذاکر:عاشقی دلسوخته

رضا قصاب:پیر غلام

حاج منصور ارضی:استاد و استوره مداحی

سید علی خامنه ای:نایب امام زمان و رهبری مظلوم

محمود احمدی نژاد:مردی باتعصب و خدمتگزار و دلسوز مردم




موضوع مطلب :


یکشنبه 91 شهریور 19 :: 4:32 صبح ::  نویسنده : محمدمهدی دهقانی

چی میشه یبن فاطمه


چی میشه یبن فاطمه یک گوشه چشم نگام کنی

با اون نـگـاه فـاطـمـی دلـمــو کـربــــلــــاء کــــنـی

مـیگن که خاک تربـتت مـرده را زنـده مــی کــنـی

خنده کنون میره بهشت هر کـی بـرات گـریـه کـنه

پـرچـم سـرخ گـنـبـدت دل مـنـو خـون مـی کـنـه

هــرولـه سـیـنـه زنـات آدم مـجـنـون مــی کـنـه

اگـه مـیـام در خـونـت به یـک اومـیدی میشـینم

آرزو دارم کـه تو را یـک شـب تـو روضـه ببینم

قدیما هر وقت اسم تو میشنیدم مست میشدم

با گفتن ذکر حسین مست و حسینی میشدم

چند وقته توی روضهات نـمـی تـونـم گـریـه کـنـم

اشک از من نـگـیر آقـا بــذار بــرات گـریــه کـنـم

حسین رومو زمین نزار بـزار پـاتـو روی دیده ی ما

اگه واست زحمتی نیست امـشـب بـیـا روضـه مــا

آقام آقام آقام حسین

 

 

من حسینم که جهان واله و حیران من است

واویلا آه و واویلا زمین کربلا

من حسینم که جهان واله و حیران من است

ابر و باد و مه و خورشید به فرمان من است

لحظه ای را که دمد صور علم دست من است

دادگاهی که به پا هست قلم دست من است

حکم آزادی و تبعید امم دست من است

هر که شد اهل تولا به علی می بخشم

هر که بگریست به زهرا به علی می بخشم

جد من احمد مختار قریشی نسب است

پدرم حیدر کرار امیر عرب است

مادرم فاطمه خود خلقتتان را سبب است

از ازل عشق خدا در رگ و در خون است

آدم از حضرت آدم شده مدیون من است

واویلا آه و واویلا زمین کربلا

هر که بگرفته جنون در اثر عشق من است

یوسف انگشت به لب در گذر عشق من است

قلب من مرکز پاکیزه ترین احساس است

چه غم از حادثه چون همسفرم عباس است

واویلا آه و واویلا زمین کربلا

.

 

حسین دلگیرم . بزن زنجیرم

حسین دلگیرم . بزن زنجیرم
بدون زینب حسین می میرم

حسین قلب الله حسین نفس الله
حسین عین الله حسین ید الله

حسین وجه الله حسین روح الله
حسین نصر الله حسین ثار الله

حسین قبله ام فقط خوان تو
تموم هستیم حسین مال تو

حسین ای بود و نبود زینب
حسین ای ذکر سجود زینب

حسین ای صبر و قرار زهرا
حسین ای دار و ندار زهرا

حسین یا رحمان حسین یا سبحان
تمنا دارم بیا جان بستان

 

 

 

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاده مشکلها
حسین ای جان شیرینم حسین ای یار دیرینم
دو عالم را ز کف دادم فقط روی تو را بینم



عاشقی باشد عجب بلایی کی یابی از عاشقی رهایی
عاشقی جانم درد سر دارد عاشقی کوچه ی پر خطر دارد
سرمست پیمانه حسینم عاشق و دیوانه حسینم
ساقی امشب می فزون بده می ز دریای جنون بده
یک رفیق دارم که نامش حسینه خوش آن دل که دلارامش حسینه
از آن روزی که نامش را شنیدم بلای عشق او را بجان خریدم

 

 

دوستش دارم چکار کنم

دوستش دارم چکار کنم چکار با عشق یار کنم
زلف سیاش بمن می گفت عقلتو تار و مار کنم

چه خوش بود پیش خدا زانو به زانوی حسین
کشته منو تیغ دو ابروی حسین

منم سگ کوی حسین دیوانه ی روی حسین
کشته مرا کشته مرا تیغ دو ابروی حسین

آقای من ابالحسین مولای من ابالحسین
زیبای من ابالحسین رعنای من فقط حسین

 

 

 محبت در رگ و در پوست داریم

محبت در رگ و در پوست داریم
حسین ابن علی را دوست داریم

قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت جز حسین معنا ندارد

اگر آید هزاران یوسف از راه
حسین ابن علی همتا ندارد

یکی درد و یکی هجران پسندد
یکی وصل و یکی درمان پسندد

حسین معنای عشق و دلربایی است
خوشا زینب که دلدار حسین است

گنهکاران امت را بگویید
که بخشیدن فقط کار حسین است

مکن تکیه به دیوار خلایق
سرم در پشت دیوار حسین است

گرفتاران فراوانند به الله
خوش آن دل که گرفتار حسین است

بدین علت تماشایی است محشر
علم دست علمدار حسین است

مرامی .. که جز کرب وبلا نیست
منا و سعی دیدار حسین است

 

 

 

بی تو می میرم




بی تو می میرم بی تو می میرم
کفر زلف تو دل و دین برده از دستم
من دلم را بر سر گیسوی تو بستم
عالمی جان را بنماید فدای تو
دل شده تنگ حرم کربلای تو
از غمت زیبا صنم و پر ز احساسم
من سگ پست حرم کوی عباسم
ای شهنشاها گذری بر گدایت کن
چونکه بگذشتی نظری زیر پایت کن
بی تو می میرم بی تو می میرم
کفر زلف تو دل و دین برده از دستم
بی تو می میرم بی تو می میرم

 

 

 

من حسینم مرتضی را نور عینم

من حسینم مرتضی را نور عینم
ساقی دردی کشانم گل تک تاز حنینم

شاه عشقم در دو عالم حاکم و فرمانروایم
هستی از تو مستی از من
بهشت از تو حسین از من

کعبه از تو قبله از تو کربلای حسین از من
جنت صحن و سرای باصفای حسین از من

روی ماه ابالفضل باوفای حسین از من
عشق رخسار رقیه دلربای حسین از من

جنت از تو جنت از تو خاک پای حسین از من
هستی از تو مستی از تو بهشت از تو حسین از من

 

 

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش و عیار کجاست

شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجاست

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
در خرابات نگویید که هوشیار کجاست

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
نکته ها هست و بس محرم اسرار کجاست

هر سر موی مرا با تو هزاران کار است
ما کحاییم و ملامت گر بیکار کجاست

عقل دیوانه شد ز آن سلسله مشکی پوش
دل زما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان
کو به مزگان شکسته قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین دهنان

گمتر از ذره نهی پست مشو مهر بورز
تا که به خلوتگه خورشید ره یابی

کمتر از ذره نهی پست مشو مهر بورز
تا که به خلوت خورشید رسی چرخ زنان

باد صبا در چمن لاله سحر می گفتم
که شهیدان اند این همه خونین کفنان

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
این چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس

یار با ماست چه حاجت که زیارت طلبی
دوست صحبت آن مونس جان ما را بس

از در خویش خدایا به بهشتم بفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس



من حسینم که جهان در خور فرمان من است
ابر و باد و مه و آتش که به فرمان من است

جد من احمد مختار قریشی نسب است
پدرم حیدر کرار امیر عرب است

مادرم فاطمه خود خلقتتان را سبب است
من حسینم که جهان واله و حیران من است

 

 

من حسینم که جهان در خور فرمان من است

بسم رب الحسین


من حسینم که جهان در خور فرمان من است
ابر و باد و مه و آتش که به فرمان من است

من حسینم که جهان واله و حیران من است
ابرو باد و مه و خورشید به فرمان من است

اولین مدرسه عشق که تاسیس شده
درس زهرا و علی تدریس شده

گل آدم چو سرشتم به گاه ازلی
اولین کلمه که آموخت علی بود علی

من حسینم ضربان دل من یا زهراست
نقش دیوار و در منزل من یا زهراست

هر که بگرفته جنون در اثر عشق من است
یوسف انگشت به لب در گذر عشق من است

قلب من مرکز پاکیزه ترین احساس است
چه غم از حادثه چون همسفرم عباس است

آیه های عشق عنوان من است
صفحه ی ماریه قرآن من است

مایه ی این می ز روح است و ز راه
خورده مهر نعل پای ذوالجناح

 

 

 

هستم من از عشقت ز هر دیوانه ای دیوانه تر

بسم رب الحسین (ع)

هستم من از عشقت ز هر دیوانه ای دیوانه تر زیرا تو در حسنی ز هر دردانه ای دردانه تر
دیوانگی ما را بود نسبت به عقل این و آن ماییم در گیتی ز هر فرزانه ای فرزانه تر

شاهم حسین عشقم حسین ماهم حسین دینم حسین

هر دم منت از جان و دل بیش آشنا تر می شوم بینم تویی با من ز هر بیگانه ای بیگانه تر
دانی حقیقت را چرا بینم عیان با چشم جان دیدم بجز حق را ز هر افسانه ای افسانه تر

در دام صیاد ازل حیران فتادم تا ابد مرغ دلم باشد ز هر بی لانه ای بی لانه تر
ای شمع جمع اهل دل ای نوربخش آب و گل در آتشت سوزم ز هر پروانه ای پروانه تر

باطن و ظاهرم تویی سلطان ملک کربلا
غایب و حاظرم تویی سلطان ملک کربلا

کربلا از عرش ها داور است پایتخت پادشاه بی سر است

سایه و روشنم تویی گل تو گلشنم تویی
منظر و ناظرم تویی عشق من ای حسین من

نیست از تو هست شد عالمی از تو مست شد
باده و ساغرم تویی عشق من ای حسین من

در سر من هوای تو خلوت دل سرای تو
شاهد و عشق من تویی سلطان ملک کربلا

سلطان ملک کربلا سلطان ملک کربلا سلطان ملک کربلا

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه آب فراتم ای عجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا


حسین.....حسین....

 

 

 

همه رفتن ای خدا من نرفتم کربلا



همه رفتن ای خدا همه رفتن ای خدا ...من نرفتم کربلا من نرفتم کربلا

هستن کسایی که نرفتن ..میدونن ....

یه سوال دارم مگر ما دل نداریم ای خدا .....کیا نرفتن؟ انشالله حضرت شاهنشاهی دعوتش کنه ......

یه سوال دارم مگر ما دل نداریم ای خدا ...یا مگر جا تنگ بود از بهر ما در کربلا

کی روا باشد گل از ما و گلاب از دیگران ...غم روی ساقی از ما و شراب از دیگران.

یا حسین یا حسین یاحسین ثارالله ...

نمیدونم چه سر زد از من که بر غمت مبتلا شدم ...مبتلا بر فراغت کشته سر از تن جدا شدم

ای خدا جون نمیدهم تا حسینو بر من نشون ندی.....منو تا دست تیغ مژگان یار ابرو کمون ندی

بخواهی یا نخواهی یه روز برا دیدنت میام ....تو میدونی اگر بیام یا نیام چقدر من تو رو میخوام

ای خدا جون نمیـــد م .....منو تا دست تیغ مژگان یار ابرو کمون ندی......آقا آقا آقا ....

.یا حسین خوب میدونی من از روز ازل دیوونت بودم...... خبر از هستی نبود من جارو کش میخونت بودم

ای خدا مرغ جانه ما را به جانب کربلا ببر.....به زیارت گه عباس بن علی مرتضی ببر

همه رفتن ای خدا ...من نرفتم کربلا ....نروم تا کربلا من با تو قهرم ای خدا .....یه سوال دارم مگر... ما دل نداریم ای خدا....این خیلی میسوزونه آدمو ....یا مگر جا تنگ بود از بهر ما در کربلا .....پس آقا لیاقت نداشتم منو دعوت نکردی....یه روز میرفتن میگفتن پولدارا الان میرن ....ماله گداها مال فقیرا نیست ...آقا فقیرام که همه رفتن باز من نرفتم ..پس باید در نوکریت خودم شک کنم ارباب ...زبونم لال بگم دیگه به من نگاه نمیکی حسیــــــــن ...

کی روا باشد گل از ما و گلاب از دیگران .....غم روی ساقی از ما و شراب از دیگران

آقا .... آقا.... آقا ..

ای خدا جون نمیدهم تا حسینو بر من نشون ندی .... منو تا دست تیغ مژگان یار ابرو کمون ندی....

بخواهی یا نخواهی آخر یه روز برا دیدنت میام ....تو میدونی اگر بیام یا نیام چقدر من تو رو میخوام

خدایا به آبروی بی بی زهرا...

ای خدامرغ جان ما را به جانب کربلا ببر ...به زیارت گه عباس بن علی مرتضی ببر

 

 

 

 

یا حسین این عشق خود از ما مگیر




یا حسین این عشق خود از ما مگیر ... آنچه را خود داده ای از ما مگیر

حســـــــــــــــــــــین ... حســـــــــــــــــــــین ...

عشق تو باشد تمام هست ما .... هستی ما را مگیر از دست ما

نامت از هر جا شنیدم یا حسین ... در پیش با سر دویدم یا حسین

عشقت اما نیست تنها مدعا .... در پیش اشکی مداوم کن عطا

اشک درمان ملامت میکند .... وقت دلتنگی قیامت میکند


هر کی یه مذهبی داره



بسم الله حسین ... بسم الله حسین .... بسم الله حسین



هر کی یه مذهبی داره ... رقیه مذهب هستم



بسم الله حسین ... بسم الله حسین .... بسم الله حسین



هر کسی را بهر کاری ساختند .... تا ابد دیوونگی کار منه

با بهشتت کار ندارم ای خدا ... چون حسین بن علی یار منه

اهل عالم بین کل دلبرا .... حضرت عباس دلداره منه

من حسینی مذهبم دارم چه غم ... خواهرش زینب خریداره منه

دم زدن از تو یا حسین شب تا سحر کار منه ... دیوونگی برای تو عشقم و بازار منه

خوب میدونم که ازل عشق تو در سرشتمه ... هر جا که نام تو میاد اونجا فقط بهشتمه

ایوون طلای کربلا همیشه در فکر منه ... ای اهل عالم بدونید حسین حسین ذکر منه

هر کس دم از حسین زند ... دل ز تن او میکند زهرا به پرونده او ... مهر حسینی میزند

هر کس حسینی میشود...

یا کربلایی میشود .... من هم غلامش میشوم .... تاج سر ما میشود


عین و شین و قاف عشق است حسین


بین الحرمین بین الحرمین بین الحرمین عباس و حسین



جنت اللقاست بین الحرمین یا حضرت عشق یا قره عین



عشق مرتضی تک تاز حنین جان فدات کنم یک طرفه عین



می میرم برات دین ادای دین عباس و حسین یعنی حسنین



عباس و حسین عشق زینبین عباس و حسین یعنی قبلتین



قران حسین یعنی ثقلین عین و شین و قاف عشق است و حسین



تو بگو خدا من میگم حسین تو بگو خدا من میگم حسین




موضوع مطلب :


یکشنبه 91 شهریور 19 :: 4:29 صبح ::  نویسنده : محمدمهدی دهقانی

سلام بر رهروان عشق

این شعر رو از سید تقدیم می کنم به شما سروران گرامی :

تمام آیه قرآن همین است                به قرآن حرف یزدان اینچنین است

به کوری دو چشم اهل سنت            فقط حیدر امیرالمومنین است

عبادت بی ولایت حقه بازیست         اساس مسجدش بتخانه سازیست

چرا سنی نمی خواهد بداند            وضوی بی ولایت آب بازیست!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

 


نماز بی ولای او                       عبادتیست بی وضو

به منکر علی بگو                     نماز خود قضا کند!!

هر آنکه نیست مایلش              جفا نموده با دلش

بگو دل مریض خود                    به عشق او شفاکند                                                                                                                                                                                               چهره ها با اشک زیبا می شود               عشق با تفسیر معنا می شود
  عشق یعنی دل سپردن در الست           از می وصل الهی مست مست
  عشق یعنی ذکر ناموس خدا                  یا علی گفتن به زیر دست وپا
  عشق یعنی جلوهء صبر خدا                   شرم عیوب نبی از مرتضی
  عشق بر دلها شهامت می دهد              عشق بر غمها حلاوت می دهد
  عشق بر دلداده سامان می دهد             عاشق جان داده را جان می دهد
  عشق باعث شد که دل سامان گرفت       پشت درب خانه زهرا جان گرفت
  عشق یعنی انقلاب فاطمه                     از کبودی چشم خواب فاطمه
  عشق یعنی عشق ناب فاطمه                بیت الاحزان خراب فاطمه
  عشق یعنی صحبت بی واهمه                حیدر در بند پیش فاطمه
  آن که خود مرد دلیر جنگ بود                   دستگیر فرقه ای صد رنگ بود
  عشق یعنی غسل زیر پیروهن                دست بیرون کردن از زیر کفن
  عشق یعنی صبر در هنگام خشم            عشق یعنی جای سیلی روی چشم
  عشق یعنی قلب چون آینه ای                جای میخ در به رو ی سینه ای
  عشق یعنی انتظار منتظر                      سینه ای مجروح از مسمار در
  عشق یعنی گریه های حیدری                دختری دنبال نعش مادری
  عشق یعنی طاعت جان آفرین                رد خون سینه بر روی زمین




موضوع مطلب :



درباره وبلاگ

پیوندها
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 14
بازدید دیروز: 7
کل بازدیدها: 41926